تجزیهطلبان دولتی سارا سعیدی ولی معلوم نیست كه چرا این دو اصل نیز در منطقه كردنشین آذربایجان غربی همانند اصول 15و19 اجرا نمیشوند و گویی مردم این منطقه از دید حاكمیت یا ایرانی محسوب نمی شوند یا ایرانی درجه چندم یا همان ایرانی وحشی! (به عبارتی دیگرایرانی اصیل)! كه هنوز به ان مرحله نرسیده است كه شهروند كامل به حساب آیند. نقطه كمدیك و بیشتر تراژدیك اینجا است كه هم اكنون درهیچ زندانی از كشور نیست كه چند كرد در ان به بهانهی تجزیه طلبی (به عبارت دیگر كردهایی كه از نظر دولت خود را ایرانی نمی دانند بلكه خود را كرد میدانند)تهی نیست واین شاید یكی از بزرگترین تراژدیها باشد كه در ایران حداقل 80 سال است سرنوشت و تقدیر لایتغیر كردها شده است این سرنوشتی است تراژدیك برای كردها و كمدیك برای حكومت چون دولت با كارها و اعمالش عملا این را می گوید كه كردها ایرانی نیستند ولی هراز گاهی عده ای از جوانان كرد را به همین اتهام دستگیر می نماید!؟ و این آنجا كمدیك تر میشودكه هر چه این جوانان و حتی احزاب تحزیه طلب (از نظر حكومت!) خود صراحتا اعلام میدارند كه ما ایرانی هستیم حكومت همچنان به آنها می گوید نه خیر! شما تجزبه طلبید! در حالی كه اگر اصل را بر عمل نیز بگیریم دولت با اعمالش بزرگترین تجزیه طلب دركردستان است و كارهای هیچ یك از احزاب و افراد كردی كه حتی واقعا خود را ایرانی نمی دانند در این منطقه به اندازه اعمال دولت این فكر را به مردم كرد القا نكرده است. زیرا اگر به عنوان مثال به اعمال دولت در همین 3 ماه اخیر به عنوان مشتی از خروار نگاهی بیندازیم تجزیه طلبی دولت به وضوح اشكار می گردد. از جمله ابن موارد اعلام حكومت نظامی در بخش های كردنشین شهر سلماس است كه نه تنها (با وجود صراحت قانون اساسی در این زمینه) با اجازه مجلس نبوده بلكه حتی موعد ان نیز بسیار بیش از انچه در قانون اساسی ذكر شده است طولانی مدترشده است و مدت 100 روز است كه زندگی از مردم این منطقه سلب شده است و آنها مجبورند از ساعت 19 تا 7 بامداد در خانه بمانند و حتی اگر مریض هم داشته باشندحق ندارند كه مریض را تا صبح به دكتر یا بیمارستانی كه نزدیك ترین آنها حداقل 5 ساعت از روستاهای این منطقه فاصله دارند برسانند. و با پیگیرهای متواتر اهالی روستا تنها جوابی كه به آنها داده میشود این است كه ما با تركیه توافق نامه امضا كرده ایم كه در حین حمله تركیه به شمال عراق ما مرزها یمان را با عراق و تركیه می بندیم تا از ورود اعضای پ ك ك به ایران جلوگیری نماییم و لذا تا زمانی كه ارتش تركیه از ما نخواهد! ما نمی توانیم حكومت نظامی را لغو كنیم. لازم به ذكر است كه جند نفراز اهالی این مناطق را به دلیل پیگیری مكرر این امر دستگیر كرده اند و تا كنون آزاد نكرده اند. این است سهم ایرانیان اصیل از حكومت جمهوری اسلامی و قانون اساسی آن! كه بجای آنكه قانون اساسی و مجلس شورای اسلامی اجازه حكومت نظامی یا لغو آنرا بدهد باید ارتش كشور تركیه این اجازه را بدهد و ادم آنجا به طنز تاریخ پی میبرد كه روحانیان شیعه كه همیشه به حمایت خود از مظلومان می بالیدند در سركوب مظلوم ترین ملت دنیا با ارتشیان سكولارو ضد دین همراه و هم هدف شده و حتی از آنها دستور می گیرند!. حال واقعا ایا با وجود این اعمال دولت آیا می توان گفت كه از نظر دولت كردها ایرانی به حساب می آیند و آیا این تجزیه طلبی است یا اعتراضی كه به این تجزیه طلبی می شود؟ كدام یك مستحق مجازاتند دولت تجزیه طلب یا جوان دانشجویی كه به این تجزیه طلبی اعتراض می كند؟ این سرنوشت تراژدیك كردها بوده است كه از 80 سال پیش همیشه با آنها همبستر بوده است و حتی باوجود سرنگونی شاه و روی كار آمدن رژیم اسلامی هیچ فرقی نكرد و كردها چه بخواهند و چه نخواهمد باید تجزیه طلب باشند و جو حكومت را بكشند.
|